الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
343
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
دست از بدن - و جان از بدن ) . شكر : الشُّكْر : به ياد آوردن و تصوّر نعمت و اظهار آن نعمت است . گفته شده - شُكْر - مقلوب از - كشر - است يعنى كشف و آشكار نمودن ، نقطهء مقابل شكر ، كفر يعنى فراموشى نعمت و پوشيده داشتن آن است . دابّة شَكُورٌ : ستورى است كه از فربهى به خوردن علف كم بسنده مىكند و صاحبش او را دوست دارد ، گفته شده اصلش از عبارت - عين شَكْرَى يعنى چشم پر ، گرفته شده ، پس واژه - شكر - بر اين اساس ، پر بودن خاطر از ياد نعمت دهنده است ، شكر سه گونه است : 1 - شكر قلبى و آن تصوّر نعمت است . 2 - شكر زبانى يعنى ثنا و ستايش بر نعمت دهنده . 3 - شكر ساير اعضاء بدن يعنى پاداش نعمت دادن به اندازه استحقاق و شايستگىاش . آيه : ( اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُكْراً - 13 / سباء ) كه گفتهاند واژه - شُكْراً در آيهء اخير ، نصبش براى تميز است يعنى از نظر سپاسگزارى ، و معنايش اينست كه - اعملوا ما تعملونه شكرا للَّه يعنى : آنطور كه آل داود خداى را سپاس مىگزارند ، شما نيز همانگونه شكر كنيد . و نيز گفته شده - شُكْراً - در آيهء اخير مفعول است ، چون مىگويد عمل كنيد و نمىگويد : شكر كنيد تا آگاهى و هشدارى بر لزوم انواع سه گانهء شكر ( قلبى - زبانى - و ساير اعضاء ) باشد . در آيات : ( أَنِ اشْكُرْ لِي وَ لِوالِدَيْكَ - 14 / لقمان ) ( وَ سَنَجْزِي الشَّاكِرِينَ - 145 / آل عمران ) ( وَ مَنْ شَكَرَ فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ - 40 / نمل )